حرافی!

لباس حرف دریدم، سخنها رها کردم...

آلبوم عاشورا (89)

 


باقيش اينجاست
|+| نويسنده: نـانـا | تاريخ: جمعه 26 آذر1389 | موضوع: چشمی | ساعت: 13:24

(عدم) تسامح

 

چند روز پیش "تعلیمات" استاد مرحوم آیت الله شاه‌آبادی (از زمره‌ی معدود عرفا و عالمین بی ادعای عصر حاضر و یکی از اساتید عرفان امام خمینی) رو مرور می‌کردم، به نکته‌ی قابل تاملی برخوردم که از همون لحظه گوشه‌ی ذهنم نشست تا امروز که به عینه باهاش مواجه شدم!  

کلاً کار دنیا وارو شده انگاری! رفته بودم دنبال باران (خواهر‌زاده‌م) که از مدرسه بیارمش. پشت چراغ قرمز، یه‌باره با ذوق و شوق و بی‌خبر از همه جا گفت: "آبایی آبایی!* عروس عروس! نِناش کن" و اشاره به ماشین بغلی می‌کرد.

من ِ بی خیال ِ این روزها، با بی حوصلگی گفتم آبا جان عروس کجا بوده ماه محرمی، اونم سر ظهر! همزمان سرم رو هم برگردوندم دیدم نه انگاری جداً عروس بود!!! البته عروس بی لباس عروس! یه ماشین سفید بود که پیرو ِ مُد این روزها روی درها و صندوقش با جوهر قرمز شعار های تبلیغاتی(!) ویژه دهه محرم نوشته شده بود و یه رِنگ شش و هشت شده‌ی "باز این چه شورش است که در خلق عالم است" هم از توش شنیده می‌شد به وضوح هرچه تمام!! و عروس خانم مذکور هم کم نذاشته بود از هرچه اقلام و ابزار آرایش و چه بساکه ویرایش حتی!!! و سیستم کلا معلوم‌الحال و بی‌نیاز از وصف!

صحنه واقعاً زننده بود! حتی به خودی خود، در شرایط عادی هم دیدن آدم های این مدلی (چه خانم، چه آقا) متاثر کننده‌ست، چه برسه به این روزها و این احوالات و دیدنشون زیر عَلم حسینی اونم با این اوصاف و...

نگاه بی رنگم رو از صورت رنگارنگش گرفتم و هر کدوم رفتیم پی راه و کار خودمون. تو راه داشتم با خودم فکر می‌کردم که کلا (دقیقا کلا!!) چقدر خوبه که من زیاد بیرون نمیرم و کمتر می‌بینم از این صوانح!!!! نه خاصه تو این ایام و این روزها، به طور کلی (همون کلا که گفتم) چقدر خوبه که زیاد بیرون نمیرم. همینجور درگیر بودم با این افکاری که ته ندارن و می‌برند آدمو تا نا کجا که یه‌باره یاد اون چند خط افتادم و طبق معمول "مالیخولیای وحشی‌وش" ِ همیشگی گل کرد باز... که چرا این مدلی نگاهش کردم و به من چه اصلا و چرا اینهمه هم کش دادم بی‌خودی فکر کردن بهش رو  و اینقدر حرفهای "بیـــــب دار" راجع بهش تو ذهنم اومد و...

به گمونم دارم از منظور اصلی دور می‌شم باز! ابداً قصد ندارم در مذمّت این‌جور آدمها و این قِسم رفتار، چیزی بگم، چون نه ربطی به من داره، نه حوصله‌ گفتنش رو دارم و نه اینکه با گفتن و نگفتن من و شما چیزی عوض می‌شه!‌ منظورم از اینهمه حرافی فقط به اشتراک گذاشتن اون نکته ای بود که همون خط اول گفتم، نه بیشتر! اونم چون فکر می کنم نگفتنش حیف‌ش می‌کنه.

مرحوم شاه‌آبادی جایی در "تعلیمات" خود روایتی از محمد غزالی نقل کرده و بعد از شرح و تفسیر روایت، عین عبارات زیر رو با تاکید تمام نتیجه گرفته و تعلیم داده:

" یکی از ناشایست ترین و نکوهیده ترین اعمال نزد خداوند متعال، به خواری نگریستن ِ بنده ای بر بنده‌ی دیگر (حتی مومنی به کافری) از سر ظن برتری خویش در تقوا است؛ که عین ناامیدی از رحمت و مغفرت خداوند بر احدی از بندگانش است، چرا که امید به مومن‌مردن شخص کافر نیز هماره هست. نا امیدی کفر است و نا امیدی از رحمت و غفاری خداوند، جان ِکفر است"

خلاصه‌ی نکته‌ی بالا از زبان مولانا رو هم قبلا تو مثنوی دیده بودم:
هیچ کافر را به خواری منگرید / که مسلمان مردنش باشد امید

و بیت مترادف به مضمونی هم از حافظ:
عیب مستان مکن  ای خواجه کز این کهنه رِباط / کس ندانست که رحلت به چه سان خواهد بود

و بسیار فراوان هست از این دست شواهد!

اما... قسمت خیلی خیلی دردناک ماجرا اینجاست که جداً بعضی وقتها واقعاً سخته که آدم یادش بمونه این تعلیمات رو! یا حتی اگرهم یادش بود، بتونه بعضی از آدمها رو تو قالب این تعلیمات جا بده!  

و این نه به خاطر بد بودن یا "هرچی" بودن این دسته از آدمهاست، بل‌که فقط به خاطر سستی و ضعف اعتقاد خود ما‌ها‌ست. که ذکر "یا غفار" و "یا غفور" و "یا رحیم" و... که می‌گیم، به خیالمون این غفاری و غفوری و رحیمی ِ خدا، فقط شامل حال خود ما میشه و فقط ما مستحق بخشش و رحمت و نعمت خداوندیم و لاغیر!

 

 

--
* "آبا" اصطلاح ( اسم؟ لقب؟ صفت؟ ندا؟ یا هرچی!) ویژه ایه که باران از همون موقع که زبون باز کرد برای صدا کردن من انتخاب (شایدم اختراع!) کرد و به جای خاله یا نانا یا خاله نانا و امثالهم، منو "آبا" صدا می‌کنه! در ضمن "نِناش کن" هم یعنی نگاهش کن!!

                                       
بی‌ربط نوشت بی مورد!!: همونطور که متوجه شدید دیگه کلا کامنت ها رو تائید نمی‌کنم تا مدتی! خواستم چیزی در این مورد بگم، ولی الانه گفتنم نمیاد! شاید بعدا بگم، شایدم نگم، مع‌ذلک فعلا برنامه اینه!

 

تاسف نوشت! : متاسفانه  "40چراع" هم خاموش شد! جزو معدود مجلاتی بود که هنوز می‌خوندم! حیف...

 عصبانی نوشت!: چند وقته بلاگفا و پرشین گیگ و فورشیرد و همگی کلا با هم دیوانه شدن! این بار چندم بود که کل عکسها و سیستم قالب و همه چی ریخته به هم!

 

|+| نويسنده: نـانـا | تاريخ: دوشنبه 22 آذر1389 | موضوع: حرافی | ساعت: 14:9

؟؟؟؟؟

 

 

بگو دخیل ِ بسته بر ضریح کدام سبزینه،
نگشاد گره از کار اساس خانه‌ی ما؟

 

|+| نويسنده: نـانـا | تاريخ: سه شنبه 16 آذر1389 | موضوع: چشمی | ساعت: 10:34

قسمت خرم تنهایی

 

 

از عصری مدام داشت جیرجیر می‌کرد. با خودم گفتم جیرجیر ِ چه وقته‌ست؟ خب "منطقی" نبود! معمولا فقط شبها صداشون میاد. اومدم تو حیاط چرخی بزنم که دیدمش! تنهایی واسه خودش یه گوشه نشسته بود و هی جیرجیر می کرد! ولی عجیب غریب بود جیرجیرهاش! هرچند من زبون جیرجیرکها رو بلد نیستم، ولی تا جایی که یادم بود، کوک تر از این حرفها جیرجیر می‌کردن همیشه! این یکی خیلی ناکوک بود! خارج می‌زد!! طبق عادت، دوربینمو دست گرفتم و دورش چرخیدم و از زوایای مختلف عکسش رو انداختم! تازه کلی هم باهاش شوخی می‌کردم هی بی‌خودی! که مثلا نیم رخ بده، لبخند بزن، بگو چیز، اونوری شو، اینوری شو و ...!!

بعد هم رفتم دنبال کارم و ...

شب شد، همچنان صدای جیرجیرک میومد. منتها ایندفعه صدا کوک بود و از چند طرف! یعنی چند تا جیرجیرک بودن که داشتن می‌خوندن.

فردا صبح دوباره رفتم تو حیاط. دیدم یه جیرجیرک رو زمین افتاده. ولی نه جم می‌خورد و نه حتی صدای جیرجیر میومد! رفتم نزدیک تر... نزدیک تر... هیچ حرکتی نکرد و هیچ صدایی هم بلند نشد! 

مرده بود!

هجمه‌ی سنگینی از حماقت آوار شد رو سرم! این چه حس احمقانه ای بود؟ حتی اگر همون دیروز هم فهمیده بودم این جیرجیرهای نا کوک و غیر "منطقی" از کجا آب می‌خوره، باز کاری ازم ساخته نبود! ولی احساس می‌کردم دارم له می‌شم... مدام صدای جیرجیر می‌شنیدم! همش جیرجیر بود تو سرم... جیرجیر های ناکوک، غیر منطقی... بعد هم به لطف این مالیخولیای وحشی‌وش ِ همیشگی، رفتم تو فکر و ...

یادم اومد وقتی رفته بودم طرفش که عکس بگیرم ازش، فرار نکرد! فرار که نکرد هیچ، همچنان هم داشت جیرجیر می‌کرد! حتی وقتی به فاصله‌ی چند سانتی متری ازش نشسته بودم و کم مونده بود لنز دوربینم بره تو چشمهاش، بازم جم نخورده بود از جاش و همچنان داشت جیرجیر می‌کرد! خیره بهش نگاه کردم، دیدم رو پرزهای پشتش و دست و پاهاش  گرد سپیدی نشسته. چرا دیروز ندیده بودم همچین چیز عجیبی رو؟ این سَمّ بود! چند روز پیش کل منطقه رو سم‌پاشی کرده بودند... نه به خاطر جیرجیرکها ولی! چرا دیروز ندیدم پس؟ دست و پاهاش رو نگاه کردم، هر کدوم یه ور! بالهاش نامنظم، صداش هم که...

و بعد از همه‌ی اینها، اون جیرجیرهای بی وقت و ناکوک، کاملا به نظرم "منطقی" اومد!

 

 

--
عنوان مطلب تکه‌ای از شعر "تا انتها حضور" از سهراب:

"ته ِ شب، یک حشره
قسمت خرم تنهایی را
تجربه خواهد کرد"

 

|+| نويسنده: نـانـا | تاريخ: یکشنبه 7 آذر1389 | موضوع: حرافی | ساعت: 12:35

برگشتم!

گوش کن بر من و
بر همچو منی گوش مکن!

( بهمنی )

--
از چند وقت پیش، تا چند وقت بعد، کلا کامنت ها رو تائید نمی‌کنم فعلا!
گفتم که گفته باشم...


منوي اصلي

· صفحه اول
· فهرست حرافي ها
· پروفايل
· ايميل
· آرشيو


آخرين حرافي ها

· گیگا پاسکال
· عجز مطلق
· یـه روز یـه...
· نماز خراب
· هنوز هم
· بیهوده
· نامه سر و ته گشاده
· سفرنامه مصور
· گاهی دو قطره...
· سبز کمـ‌ رنگ


روزانه

· ninjakiwi
· Kongregate


مواضع!

· حرافی
· خودنویس
· چشمی


بايگاني

دی 1392
شهریور 1392
خرداد 1392
اسفند 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آبان 1390
شهریور 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389


با‌ربط و بي‌ربط

· ایران اهدا
· تلویزیون!
· Razavi Tv
· سایت گردشگری مشهد√√
· پارس قرآن √
· مترجم متون √
· نیستان جم
· گنجور √
· آی‌کتاب
· خانه شاعران جهان
· شعر نو
· 40چراغ
· تاریخ فلسفه
· حافظ
· مولانا
· نیما یوشیج
· سهراب سپهری
· فریدون مشیری
· دکتر شریعتی
· آب نه! تشنگی
· سید علی صالحی
· فروغ فرخزاد
· یغما گلرویی
· یک پزشک
· اردلان سرفراز
· فرید زولاند
· Tim Maelzer √
· رشید بهبودف √
· Rafet el Roman √
· King Of Black √√√
· پارسا اسپیس
· پرشین گیگ
· پرشین گیگ من
· 4shared
· آپلود سنتر ایرانیان √√
· FileMail
· آپلود عکس
· اسمال اینا 1
· اسمال اینا 2 √
· تصاویر ترول
· GrAvatar
· FavIcon
· GIF MAKER1 √√
· GIF MAKER2 √√√
· گالری عکس
· گالری عکس tr √
· Mayang's Texture
· WallPaper
· SeeNow
· فیس فا خدابیامرز!
· چتخونه (ایضا خدابیامرز!)
· آپدیت ایران
· مگ ایران √
· صفحه اول روزنامه ها
· خانه‌ی هنرمندان ایران
· سینمای ما
· تهرانر √
· ایران RSS
· feederr
· YoHoGo
· IpLocation 1
· IpLocation 2
· IpLocation 3
· whois 1
· whois 2
· whois 3
· whois 4
· chibazi
· whois amung
· Rank Buzz
· alexa
· Y! Tracker
· Y! Elite
· Chit Chat
· ChatBox
· Q-image maker
· Rainbow
· ClockEasy
· فتوشاپ آنلاین
· نستعلیق آنلاین
· Photo Funia √
· Select your Effect
· CorelDraw
· PSD Clipart
· Digital Clipart
· Cliparts
· DisneyClipart
· Maze Maker
· Mazes
· آرشیو آیکون √
· فونت سنتر
· دانلود فونت
· Font-Zone √
· شناسایی فونت √√
· آفومار (Canon) √
· مجله‌ی اینترنتی نود ایران
· سایت مرجع متخصصین ایران
· کافه دیزان
· پرشین جی-اف-ایکس
· بارانDL
· خوش طرح
· پرشین گرافیک
· نگارخانه ایرانی
· roxik
· فرمت شناس
· لیست ویروس ها
· بارکد ساین
· Funny Logo
· Your Font
· Text Size
· دفتر یادداشت
· Tik
· Qwx
· تلسکوپ جهانی
· بازی های آنلاین √
· بازی تراوین
· پازل
· سرکاری
· تعبیر خواب
· تعبیر خواب 2
· تبدیل کلمات به‌ خط میخی
· تبدیل کلمات به‌زبان بلبلی!
· پرسپولیس
· WWE √
· جدول
· اعترافات
· بازار کار
· خرید بلیت قطار
· هواپیمایی آسمان
· هواپیمایی ایران ایرتور
· هواپیمایی ماهان
· ایران ایر
· قبض موبایل
· بانک پاسارگاد
· اعلام موجودی
· --------- دوستانم : ----------
· شبهای روشن، روزهای تیره
· مطبخ خاله خانم (...)
· مطبخ خاله خانم (آدرس جدید)
· سیب مهربون
· هراسستان
· چراگاه
· وبلاگ رسمی اکبر گلپایگانی
· وبلاگ نیمه‌شخصی!جواد علیزاده
· لیلی زندگی‌ست...
· شرور
· برهنــگــــی هـای مـــن
· چشمان کاملا بسته
· زن سی ساله
· آن شرلی
· شبهای روشن
· آدمها - humans
· شاهزاده سرزمین تنهایی
· شلخته نوشته‌های یک دختر دهاتی
· شکوه داشتن قلبی پاک
· لاهیجان پارکور
· عاشقانه پسرک
· دو هرزه نویس!
· MaGi Emo
· ماه شب چهارده
· غوغای سکوت
· متن هایی برای هیچ
· مترسکی با پای راست!
· بن بست ابهام
· فصل فاصله‌ها 2
· کارت پستال درخواستی
· گنجینه موسیقی ایرانی
· پیرنگ
· الهه ناز
· خاطرات یک پسر تنها
· همه چیز
· گالری عکسهای با کیفیت
· چی بازی
· حرف دل
· بلاگفا


جنگولک بازي





Seyed Ali Salehi


تکيه به گزاف

Template By: NaNa