
سر میروم از سکوت و
سر میخورم از بالا بلند فتح فاتحه و
سر میرسد آخر عمق فاجعه و
آتش به جان گل پیچک فتاده خواهد شد!
اینجا صدا: هایهای فاصله
اما این تندریده به شب
-سکوت حنجره-
فریاد خواهد زد به زودی زود
فریاد خواهد زد
فریاد...
داد از این همه یاد...
بر باد باد اینهمه بیداد
باشد که خاطر کنم آزاد
از اضطراب و هجوم اینهمه بیدار کش در خواب
از دجلههای رنگینتن ِ بی تاب
از بی صدایی ِ اینهمه فریاد
باشد
که روزی
خاطر کنم آزاد..
سر میروم از سکوت باز
باز میشود گره از انحنای پیچک آواز
آواز... باز... ای الهی ناز...
آه.. آواز! آواز! با دل من بســـاز...
فریاد از ایــــــن غم جانگداز..
غمهای جانگداز!
سر میروم از سکوت باز
باز و هزارباره باز...
باز نمی شود ولی
این قفل بی کلید!
کجاست شاهکلید نتهای نغمه ساز؟
من معنی ققنوسم!