
از پشت پنجره
به ظلمت این شب، نگاه من
-گویی طلسم شده-
خیره مانده است
در این سیاهی ممتد،
طلسم شب
شاید اسیر پنجه یک دیو مانده است
یک بیت سکوت ِ مفصل به جای حرف...
{گاهی دو قطره اشک، تسکین مصیبتیست...}
-ای وا....ی امان، هــــــــای امان ای شب سیــــااااه
خورشید زرد من کجا اسیر کیست؟
تکرار دم و بازدم با طعم بغض
مات نگاه آسمان، نگاهی خالی و حزین
یک چهرهی خیالی، یک آرامش عمیق
تکرار و باز تکرار ِ دمادم سکوت
{گاهی دو قطره اشک، تسکینی موقتیست...}
یک مستطیل پلاستیکی ِ دکمه دار!
با دکمه های رنگی ِ اکنون به رنگ شب!
-شاید که جعبهی جادو رسد به داد
یک نیم فشار به دکمهی بالای سمت چپ!
اینجا، آنجا، همه جا دروغ... دروغ!
آه...
باز دکمهی بالای سمت چپ.
یک بیت مفصل؟ نه غزل غزل...
تنها سکوت، سکوت و باز هم سکوت
{گاهی دو قطره اشک، تنها دو قطره است
از بیکران اقیانوس نآرام قلب ها...{
--
پ.ن.1: برای تبریک عید دونه به دونه باید اسم میبردم؟ وا! عید همه مبارک دیگه!!
پ.ن.2: ف.ر! اونقدر از دستت عصبانی هستم که میترسم با جواب دادن بهت همین نیمچه رفاقتی هم که مونده از بین بره! بذار باشه بعد که یه کم آروم تر شدم.
پ.ن.3: آیلار جان یادت رفته آدرس وبلاگتو بدی، فقط ایمیل گذاشتی برام. ولی بازم از همه محبتی که به من داری خیلی خیلی ممنونم. همه اینا که گفتی نظر لطف و محبت شماست عزیز!
پ.ن.4: از بقیه و همهی دوستانی هم که اینقدر لطف و محبت دارند دونه به دونه ممنون. زیاد وقت نمیکنم که به همه تک تک سر بزنم و تشکر کنم ولی کم و بیش و دورادور حواسم به همه عزیزان هست!
پ.ن5: این نوشته در تاریخ 22 فروردین بازسازی(!) شد...
من معنی ققنوسم!